9. قانون بربري و ژاپني‌. تعدادي از قانون‌نامه‌هاي بربري متعلق به اين عصر است‌: قوانين‌ ريپواري‌، قوانين آلاماني‌، و قوانين لومباردي‌.
شوتوكو در 604 هفده مادهٴ قانون اساسي را تدوين كرد كه اغلب آن را قديم‌ترين قانون‌ مكتوب ژاپن مي‌دانند. با اين حال‌، اين‌ها بيش از آنچه مجموعهٴ قوانين باشد، مجموعه‌اي از نصايح اخلاقي مأخوذ از حكمت بودايي و كنفوسيوسي است‌. امپراتور كوتوكو اصلاحات‌ معروف به عصر تائيكو (645 - 650) را آغاز كرد، كه شامل تجديد سازمان حكومت ژاپن‌ براساس شيوه‌هاي چيني بود.

10. زبان‌شناسي عربي‌، تبتي و چيني‌. انتشار قرآن زبان تازه‌اي را به جهان ادب معرفي كرد كه‌ مقدر بود دست كم تا پنج قرن يكي از وسايل عمدهٴ انتقال معرفت و فرهنگ باشد. تقدس و لغزش‌ناپذيري قرآن‌، زبان عربي را به شكل پاي‌داري تثبيت كرد. عربي را نمي‌توان بهتر از اين‌ نوشت‌، زيرا، به موجب نص‌، كلام‌اللّه كامل است‌. ممنوعيت ديني در مورد ترجمهٴ قرآن موجب‌ كاربرد وحدت‌آفرين آن شد و زبان عربي تا امروز يكي از زبان‌هاي مهم بين‌المللي باقي ماند.
تبتي هم مقارن با عربي در شمار زبان‌هاي ادبي درآمد. از آنجا كه مردم تبت واسطه‌اي بودند ميان هنديان از يك سو و چينيان و مغولان از سوي ديگر، زبانشان يكي از زبان‌هاي مشهور آسيا شد. هنوز هم براي محققان بودايي زبان تبتي يكي از مهم‌ترين زبان‌هاست‌.
لوفا - ين در 601 قديم‌ترين واژه‌نامهٴ آوايي زبان چيني را تأليف كرد، كه واژه‌ها در زير 204 لحن طبقه‌بندي شده بود. هسوان يينگ در 649 يك واژه‌نامهٴ بودايي تصنيف كرد كه در آن تلفظ اصطلاحات بودايي توصيف شده است‌. اين اثر براي مطالعهٴ آواشناسي چيني داراي ارزش‌ چشم‌گيري است‌.

11. اشارات نهائي‌. قطعاً برجسته‌ترين و بارورترين حوادث اين عصر ظهور دو تمدن تازه بود، يعني تمدن اسلامي و تمدن تبتي‌؛ تا حدودي مي‌توان گفت سه تمدن تازه‌، چون هرچند قبلاً بارقه‌هايي از تاريخ ژاپن به چشم مي‌خورد، آنچه پيش از سدهٴ هفتم روي داده‌، بيش از آنچه‌ مبتني بر معلومات ما باشد، براساس حدس و گمان است‌؛ و هرچند راست است كه دو تا از اين‌ تمدن‌ها ديري است كه از هر دست‌آورد مهمي در راه پيش‌رفت علمي بشريت بازمانده‌، سومي تا روزگار ما هم‌چنان بارور است‌.
موضوع جالب توجه ديگر ناپديد شدن كامل نوشته‌هاي لاتيني است‌، به استثناي برخي‌ قانون‌نامه‌هاي بربري‌؛ چيزي جز اشتقاقات ايزيدور نيافتم تا ذكري از آن كنم‌، و آن هم چندان زياد نيست‌.
ولي اگر به سوي شرق نظر كنيم‌، چه تضاد چشم‌گيري مي‌بينيم‌! از جهان بيزانسي آغاز مي‌كنم‌ كه در آن شاهد فعاليت ماكسيموس معترف‌، استفانوس اسكندراني و استفانوس آتني‌،